او پس از 1261، رسالهاي در باب اسطرلاب، و در 1269، رسالهٴ كوچكي در باب مغناطيس نوشت. همچنين تصميم گرفت كتابي در باب اقسام آيينهها تصنيف كند.
رسالهٴ مغناطيس در 1269، هنگام محاصرهٴ لوچرا تأليف شده است1. از آن جا كه اين رسالهٴ كوچك از بزرگترين شاهكارهاي پژوهش تجربي در قرون وسطاست، جا دارد كه به تفصيل مورد بررسي قرار گيرد.
اين رساله در دو بخش است و به ترتيب از اصول و كاربرد مغناطيس بحث ميكند. بخش نخست كه مفصلتر است به ده فصل تقسيم شده: 1) هدف رساله؛ 2) توصيف روش تجربي؛ 3) چگونگي تشخيص سنگ مغناطيس؛ 4) دو روش براي تشخيص قطبها؛ 5) چگونگي تشخيص قطب شمال و قطب جنوب؛ 6) چگونگي تأثير مغناطيس بر مغناطيس ديگر؛ 7) چگونه ميتوان قطعه آهني را با ماليدن به آهنربا مغناطيسي كرد؛ 8) چگونه مغناطيس آهن را جذب ميكند؛ 9) چرا يك قطب آهنربا قطب مخالف آهنرباي ديگر را جذب ميكند؛ 10) منشأ خاصيت طبيعي آهنربا. ساختن گوي آهنربايي (آهنربايي به شكل گوي) كه در آسمان حركت كند، براي نشان دادن حركت كرات آسماني. ظاهراً در يك چنين گويي تمام نيروي مغناطيسي از دو قطب حاصل ميشود. نخستين اشارهٴ مبهم به خاصيت مغناطيس كرهٴ زمين، ازجمله خاصيت آهنرباهاي خاص.
در بخش دوم سه ابزار را توصيف ميكند: 1) يكي براي تعيين دقيق ارتفاع كواكب. اين نوعي قطبنما و شاخص قابل حمل است؛ 2) ابزار بهتري از همان نوع؛ 3) كوششي براي ابداع حركت پايدار به وسيلهٴ مغناطيس.
آلتي كه در فصل اول بخش دوم توصيف شده درواقع قطبنماي اصلاح شدهاي است؛ قطبنماي شناوري با يك خط ثابت و دايرهاي كه به 360 درجه قسمت شده است. قطبنمايي كه در فصل دوم توصيف شده عقربهاي است با يك پايهٴ فلزي در داخل جعبهٴ شيشهاي همراه با دايرهاي مدرج و عضادهاي داراي دو منفذ ديدهباني.
روي هم رفته رسالهٴ مغناطيس فقط خلاصهاي از معلومات مربوط به مغناطيس نبود؛ بلكه معلومات زيادي بدان اضافه كرد و نمونهاي عالي و نادر از روش تجربي به شمار ميرفت.
توصيف قطبنماي شناور و محوري؛ دو نوع قطب، جذب و دفع آنها، ايجاد مغناطيس بر اثر مالش؛ تبديل قطبها؛ شكستن عقربهٴ مغناطيسي به اجزاي كوچكتر؛ عبور نيروي مغناطيس از آب، شيشه و غيره را در آن ميبينيم.